![]() |
![]() |
|
|
_ تاریخچه امروزه جامعه شناسی ادبیات در جهان با نام بزرگانی چون جورج لوکاچ ( 1985- 1971. م ) لوسین گلدمن ( 1913 – 1970.م ) تئودور آدورنو ( 1903 – 1969.م ) اریش کوهلر ( 1924 – 1981. م ) و میخاییل باختین ( 1985 – 1975.م ) گره خورده است و پیوندهای خود را با فلسفه و فرهنگ و هنر و اقتصاد تحکیم بخشیده است. با این همه، نخستین بار لوکاچ بود که توانست جامعه شناسی ادبیات را به علمِ اثباتی تبدیل کند و آن را با زیبایی شناسی کلاسیک و دیالکتیک کانت و هگل و مارکس پیوند دهد. در ایران نیز کسانی چون غلامحسین صدیقی و محمود روح الامینی، مباحثی را تحت عنوان « اجتماعیات در ادبیات » مطرح کرده و راه شناخت جامعه ایرانی را از لابه لای متون ادبی گشودند. ( ستوده، 1374: 2-4 ) نکته قابل توجهی که باید در مورد جامعه شناسی ادبیات در ایران به آن اشاره کرد، این است که، شیوه ای که در ایران برای مطالعه جامعه شناختی متون استفاده می شد با آن چه که در غرب به کار بسته می شد، کاملاً متفاوت بود. این تفاوت را می توان در انتخاب عناوینی که در ایران برای این شاخه از جامعه شناسی به کار برده می شد نیز متوجه شد. عناوینی مثل « جامعه شناسی در ادبیات » ، « جامعه شناسی و ادبیات » و اجتماعیات در ادبیات » که با عنوان « جامعه شناسی ادبیات » که در غرب استفاده می شد کاملاً متفاوت است. « جامعه شناسی ادبیات به شیوه کسانی چون لوکاچ و گلدمن، در ایران به نام جمشید مصباحی پور ایرانیان و محمد جعفر پوینده رقم خورده است. مصباحی پور با تطبیق نظریات جامعه شناسانه نوین بر آثار ادبی معاصر فارسی و تکمیل و تتمیم آن ها و پوینده با ترجمه آثار ارزشمند فراوان، به توسعه این شاخۀ علمی، در ایران، مدد بسیار رسانده اند. »( غلام، 1383 : 146) _ تعریف و ماهیت بعضی از جامعه شناسان، « از اصطلاح جامعه شناسی ادبیات، « جامعه شناسی کتاب » یا «جامعه شناسی اثر ادبی » را اراده کرده و به جای ماهیت آفرینش ادبی، به مجموعه ای از بررسی ها ی جامعه شناختی درباره چاپ، پخش و دریافت و پذیرش آثار ادبی اکتفا نموده اند. نماینده این دیدگاه، روبر اسکارپیت فرانسوی است که اهم آرای خود را در کتاب جامعه شناسی ادبیات مطرح کرده است و در آن به مقولاتی چون تولید، توزیع و مصرف کتاب می پردازد. پیداست که او این الگو را از حوزه اقتصاد به وام گرفته و اثر ادبی را تا حد کالایی که نویسنده آن را برای منافع مادی نوشته، ناشر برای نفع شخصی چاپ کرده و خواننده نیز نفعی مادی در آن می جوید، تقلیل داده است.» (غلام، 1383 : 148) « گروه دوم، در ذیل جامعه شناسی ادبیات، به بررسی برخی از جنبه های جزئی متون ادبی در مقام نشانه ها و فرانمودهای آگاهی جمعی و دگرگونی های آن می پردازند. اینان بررسی تاریخ زندگی نویسنده، محیط زندگی او و اظهار نظرهایش را مد نظر قرار می دهند و بر اساس این داده های جنبی، نظریه پردازی می کنند. یکی از برجسته ترین نمایندگان این گروه لئو لوونتال، استاد جامعه شناسی دانشگاه برکلی است. ( گلدمن، نقل از غلام، 1383 ) تحقیقات بسیاری از محققان ایرانی که به نقد تاریخی و زندگی نامه ای توجه می کنند از این دست است.» (غلام، 1383: 149 ) گروه سوم کسانی هستند که اثر را پدیده ای اجتماعی می دانند. و معتقد هستند که ساختار های جهان آثار ادبی با ساختار های ذهنی و برخی از گروه های اجتماعی، متناسب و با آن ها رابطه ای درک پذیر دارد. ( اسکارپیت، نقل از غلام، 1383 : 149) « این شیوه که به عنوان ساخت گرایی تکوینی شناخته می شود، ابتدا ازسوی جورج لوکاچ ( 1985- 1971.م ) مطرح شد و سپس، پس از جنگ جهانی دوم، به دست یکی از پیروان او – لوسین گلدمن ( 1913 – 1970 .م ) - گسترش یافت » (غلام، 1383 : 150) ژاک لنار بر اساس نظریه اریش کوهلر، رویکرد به ادبیات ، بر اساس روش تحلیل و شیوه برخورد با ادبیات ، را به دو دسته تقسیم می کند.اولین گروه را کسانی می داند که به خارج از متن ادبی ( پخش، فروش و خوانندگان، نهادهای ادبی، گروه های حرفه ای مانند نویسندگان، استادان یا منتقدان و ... ) می پردازند، و این شیوۀ برخورد با ادبیات را جامعه شناسی در ادبیات ( Sosiologi der Literatyr ) می گوید. (گلدمن ...[ و دیگران ]، 1377: 81) گروه دوم، کسانی هسند که به روشی انتقادی به متن ( از واج شناسی تا معنی شناسی ) و معنای آن توجه دارند. او از این روش مطالعه و بررسی متن، با نام جامعه شناسی ادبی ( Literatursoziologie ) یاد می کند و آن را از روش های علوم ادبیات ( Literaturwissenchaft ) می داند. و در توضیح آن می گوید : « این رشته که به متن روی می آورد و با توجه به پدیده های اجتماعی ای مانند ساختارهای ذهنی و شکل های آگاهی، در پی گسترش درک متن است، در پیشرفت خود از ادبیات تطبیقی ( ژ.لانسون تا ر. اسکارپیت ) به جامعه شناسی جهان نگری ها ( از و. دیلتای تا گلدمن ) گذر می کند و در مسیر خود هم با مفهوم « ساختارهای معرفتیِ » میشل فوکو، یا « حالات و آداب » پیر. بوردیو روبه رو می شود و هم با نظریه « ابزارهای ایدئولوژیکی دولت » از لویی آلتوسر » یا « نظریه بازتابِ شکستۀ » پیرماشری. » (گلدمن ...[ و دیگران ]، 1377: 81 - 82) ستوده، هدایت الله، جامعه شناسی در ادبیات، تهران: آوای نور، 1374 گلدمن، لوسین...[ و دیگران ]، درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات، « روش های تجربی و دیالکتیکی در جامعه شناسی ادبیات » ، ترجمه محمد جعفر پوینده، تهران: نقش جهان،1377 غلام، محمد، « جامعه شناسی رمان معاصر فارسی » ، مجله دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، شماره 45، 1383 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:45 توسط فردین |
|
|
قطار می رود
تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
«امین پور. قیصر. دستور زبان عشق.تهران:مروارید.۱۳۸۶
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 18:27 توسط فردین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1392 مهر 1390 دی 1387 مهر 1387 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
جامعه شناسی و جامعه شناسی ادبیات ادبیات |
| پیوندها |
|
نیستان مطالعات فرهنگی رادیکال این جهان رقص خداست |
|
RSS
|